مروری بر گذشته..!


سلام بچه ها خوبین؟دلم براتون یه ذره شده از اونجاییکه N800ام هنگ کرده!!!!!!:)نمیتونم از حالتون خبر بگیرم!

داشتم به خاطره هایی که با هم داشتیم و اتفاقاتی که برامون افتاد فک میکردم از خنده مردم!!!جاتون خالی یهو تو تاکسی یه چیزایی یادم افتاد زدم زیرخنده که راننده یه لحظه فک کرد دیوونه ام!:))

یاد وشنا رفتن و دستمال کاغذی

،مینا و آرزو یادتونه داشتیم نون پیازی میخوردیم!!!:)

شما که قربونتون برم با اون چشاتون کولاک کردین من اون وسط فقط مسخره شدم!!

عاطفه خانم اون روز بارونی زیر بارون شرطمون یادته؟:)

اوه اوه شاندرمن!!!!!خیلی باحال بود!!

آرزو خانم ازگیل دزدی ساعت 2 شب یادته؟؟شماااال!:)

مینا و آرزو سگای دانشگاه سمنان!!!اوه گفتم سگ یاده اونروز با عاطفه افتادم!!چه روزی بود!!

یادش بخیر نوشمک خوردنا!

آرزو بستنی سوتی یادته؟؟:)چقد خندیدیم!!

اصل کاری یادم رفت:دعای کمیل!!چه شبی بوداااااااا!

واااااااای مینا عروسک فروشیه یادته!!سکه یه پولمون کرد!!!:)

کیف و کفش فروشی سرمه!!!

بستنی یخی!!!به به!!

توت خوردنمون وسط محوطه!!

آب طالبی که از توت فرنگی گرفتیم انقد بدمزه بود!!باور کنین هی میگم پوست طالبیه شما هی میخندین!!

اونروز که شریان اصلی جسدو پاره کردیم بعدش رفتیم با نخ دوختیمش!!

عاطفه وآرزو خانم یادتونه رفتیم رفاه میخواستیم یه چیزی بخریم،دقیقا یادم نمیاد چی بود!!!شما سبدو هل دادین طرف من خودتون در رفتین!!:))خیلی نامرد بودینا!

راستی شبایی که مستانه جون خاطرات قشنگشو برامون تعریف میکرد یادتونه؟؟!!!:))

مینا خانم قلعه حیوانات و بخش پزشکی اجتماعی و خانم...!!چی بود فامیلش پیشش سکه یه پولم کردی؟؟!!:)

راستی یادته چسب زده بودیم به بینیامون میخواستیم همونجوری بریم یونی؟!!!:))چقد خنده بازار میشد اگه میرفتیما!!

خاطرات جنوب که واسه خودش یه کتابه!!تو قطار،دو کوهه...!!چقد خوش گذشت!(ptها=اخراجیها)

مراسم برفک بازیه ساعت 12 شب!!دارت،منچ!تن ماهیه 800 تومنی که 4تومن بهمون ضرر زد!

رفته بودیم بانک پارسیان یادتونه؟؟همه فیشاشونو داغون کردیم!!:))

شبای امتحان که تا صب بیدار بودیم!!!یه بار یادتونه نصف شب هوس تخم مرغ کرده بودیم بیچاره هاجر رفت در همه اتاقارو زد!!چای خوردنای نصف شب!!یا انقد درس میخوندیم میزد به سرمون به چیزای مسخره میخندیدیمو کتابخونه رو میزاشتیم رو سرمون!!

چرت زدنا و مسخره بازیای سر کلاس و حرف زدنا!

کلاس معارف یادتونه؟

کچل مو فرفری ------کوسه ریش پهن!;)

بچه ها ترم 4 یادتونه البته بغیر از عاطفه که تا صب میشستیم بحث علمی میکردیم اذان که گفتن میخوابیدیم!!:)

سر ایسگاه فاطمیه که چیزی بود!!!یادتونه یه بار میزدیم تو سر هم...؟:))خیلی باحال بود!!

یه بار خواستیم با سرویس پسرا بیایم آبرو برامون نذاشتن!!تکبیر میگفتن!!!!!

سرجلسه امتحانا که دیگه هیچی یویو بودیم واسه خودمون!!:))

سالن شطرنج،تاب بازی تو خیابون قائم و نون بربری!:)

بوفه رفتن و چایی خوردن!!یادتونه هر دفه میخواستم یه چیزی از کیفم دربیارم یه چای کیسه ای میفتاد بیرون!!:))

الان فقط همینا یادم میاد!

اما چقد خوش میگذشت!!:))یادش بخیر

دیگه این ترم فک نکنم مثه ترمای قبل بشه!!چون از قبلیا بهتر میشه!!;)]چون مینا یه استدلالی کرده که از خودش برین بپرسین اینجا نمیتونم بگم!

پ.ن1:راستی رفتم یه سایتی چنتا اسم خواننده و بازیگر و برنامه کودک و .....از این چیزا داده بود که باهاشون جمله بسازین البته خیلی زیاد بودا کلماتش من اونایی که یادمه رو مینویسم الباقی رو دیگه شرمنده ام!!من که نتونستم جمله بسازم ببینم شما نیتونین؟;)

خرس مهربون،وردنه!!!،آناناس،شرخر،پروفسور،دستشویی،دنیل،شرک،چی توز،زان والزان،پسرخاله،کلاه گیس1،2،3مارمولک،ساسی مانکن،N95،مهندس،هپل،فهیمه،گوگولی،چه شده؟،بستنی سنتی و یخی،یوگی،راننده کامیون،لوک خوش شانس،داداش کایکو،پکتور،زبل خان،شیش ضلعی،شیر آلبالو،گربه نره،پرانتز،سفیدبرفی،طنز چارخونه،حسین تهی،قصه های مجید(حمیده خانم)،منیزه خانم،معصوم خانم و...........!!!!!!

پ.ن2:والا من  که گیج شدم وقتی خوندم،شما میتونین با اینهمه کلمه جمله بسازین؟؟!!!:))

این تازه یه ذره است من بقیش یادم نمیاد!!واقعا شرمنده!;)

فعلا بچه ها

دوستون دارم

بوس بوس،بااااااااای





بدون شرح


داشتم با ماشینم می رفتم سر کار که موبایلم زنگ خورد گفتم بفرمایید
الووو.. ، فقط فوت کرد !
گفتم اگه مزاحمی یه فوت کن اگه میخوای با من دوست بشی دوتا فوت کن . دوتا فوت کرد .
گفتم اگه زشتی یه فوت کن اگه خوشگلی دوتا فوت کن ، دوتا فوت کرد .
گفتم اگه اهل قرار نیستی یه فوت کن اگه هستی دوتا فوت کن ، دوتا فوت کرد .
گفتم من فردا میخوام برم رستوران شاندیز اگه ساعت دوازده نمیتونی بیای یه فوت کن اگه میتونی بیای دوتا فوت کن ، دوباره دوتا فوت کرد .
با خوشحالی گوشی رو قطع کردم فردا صبح حسابی بخودم رسیدم بهترین لباسمو پوشیدم . دوش گرفتم و ادکلن زدم تو پوست خودم نمی گنجیدم فکرم همش به قرار امروز بود داشتم از خونه در میومدم که زنم صدام کرد و گفت ظهر ناهار میای خونه؟
اگه نمیای یه فوت کن اگه میای دوتا فوت کن....!!!!!!!

پ.ن:خیلی باحال بود نه؟؟؟؟؟؟؟:)