زمزمه سال بالایی ها در خوابگاه : بابا این پیتی 20ها واقعا درس نمیخونن!ما فکر میکردیم خالی میبندن اما خیلی بیخیالن!...
باز شما دارید میرید ششششششششششهر؟؟؟؟؟!!!!!
هم اتاقی ها : عاطفه یه کم بشینید بخونید من به آرزو و مرضیه میگم خیلی نیان سراغت!اینقدر نرو تو اتاق آرزو اینا!
تلاش ما واسه به هم رسیدن : مرضیه هم اتاقیام رفتن تک میزنم بیاید و چای خوردنا!
آخ آخ!هر روز صبح میومدم بیدارتون میکردم!عقده شد واسم 1بار بیدار باشید!اکثر وقتام که آرزو میگفت بیخیال هنوز میتونم غیبت کنم!!
شب امتحان آناتومی سطحی و واحد فرهنگی...بازم آرزو حرص می خوردو منو مرضیه کر کر میخندیدیم!!
ترم1روز اول آشنایی در اتاق!خنده های بی دلیل هاجر!عروسکای مینا،نقشه بیرون انداختن آرزو از اتاق و خوابیدن مینا و هاجر!وای هاجر یادته تختای منو تو و مینا بهم چسبیده بود؟شبا قبل از خواب اسنیک بازی میکردیم؟!صبحم بیدار میشدم میدیدم پتوم نیستو یخ زدم!
سحری خوردن...
زبان خوندن هاجر!!!!بچه بین ماها ذوقش کور شد!
دعوا در اتاق!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اولین ماکارااااااانی آرزو و ماکارونی من!البته مامان آرزو یه جور دیگه درست میکنه:))
نوبتی شدن کتری صبح ها...
کسی از شبای امتحانه ترم1چیزی یادشه؟!من هیچی یادم نمیاد!
جزوه های کلاس ازدها و خوندن اونا به جای جزوه خودم...
زمزمه های پایان ترم در خوابگاه :
سال بالایی ها :بیخیال این پیتی20ها بشید!عمرا درس بخونن .اینقدر که حرص خوردیمو پیر شدیم...روز خداحافظی با پیتی18ها!!!!
فتح پشت بوم خوابگاه به طور مسلح!!
شیر برنج های آرزو که با کلی ذوق و هنر درست میشد و حمله کرکس ها به شیر برنج محبوبش!:)
جمع کردن مرضیه از کف اتاق!:))اگه بوی خرزهره احساس کرده بود که کلا جمع نمیشد!
نون تست شیما...
منچ و ماروپله
رمال ها : فالت بگیرم؟!حافظ ، قیچی ،پاسور،تاروت و ...
حکم و تمرین تقلب!!!استاد تقلب :م...ن...:)
تلاش هاجر برای جلوگیری از شرط بندی!:))
و...
ادامه دارد