آید وصال و هجر غمانگیز بگذرد

ساقی بیار باده که این نیز بگذرد

 

ای دل به سردمهری دوران صبور باش

 کز پی رسد بهار چو پاییز بگذرد

 

دلها به سینه گم شود از دستبرد عشق

هرجا بدان جمال دلآویز بگذرد

 

بیند چو ابر گریهکنان در رهم ولیک

از من چو برق خندهزنان تیز بگذرد

 

شب چون زکوی او گذرم با نثار اشک

گویی زباغ ابر گهرریز بگذرد

 

سوی من آرد ای گل نورسته! بوی تو

هرگه صبا به گلبن نوخیز بگذرد

 

داغم، ز بخت غیر ولی جای رشک نیست

کز ما گذشت یار و از او نیز بگذرد

 

رسید فصل خواب و خوشی

وین نیز بگذرد!

 

پ ن: توجه توجه! بیت آخر از سخنان گهربار خودم بود

بقیه بیت ها هم کمک عراقی بود!!!!!